طالقان – معرفی شخصیت حضرت قاضی – ع – و روستای حسنجون و سیدآباد

اشعاري در وصف حضرت قاضي

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بارگاهی سرکشیده در میان کوهسار

پایه اش دوش فلک باشد به امر کردگار

با صفا و با شکوه و بی نظیر و دلربا

از عنایات خدا باشد همیشه برقرار

سیّد عالی تباری ، مسکنش اینجا بود

بارگاهش می کند بر جمله عالم افتخار

افتخار اهل سید آباد گشته در جهان

مرد و زن آیند سویش از یمین و از یسار

دست بر سینه هزاران مرد و زن در روز و شب

حاجت خود را از آن سرور تمامی خواستار

روضه روی زمین گردیده این کوه و کمر

زانکه باشد از برای حضرتش اینجا مزار

نام او قاضی میر سید بود با احترام

سیّدی مظلوم و عالم ،متّقیّ و با وقار

زادهء پیغمبر است و پارهء  قلب علی

جدّه اش زهرای اطهر ، بانوی روز شمار

حضرت باقر بود جدّش امام پنجمین

نور چشم مردم و والا به قرب کردگار

چون عزیز خالق است و زادهء سبط نبی

مردمان طالقان هستند او را دوستدار

جاودان نام شریفش هست تا روز جزا

گشته از خونش درخت دین و ایمان پایدار

خادمانش بهر خدمت روز و شب بسته کمر

گرد او همچون ستاره جملگی پروانه وار

فوت شد در بین کوه و دره از جور خسان

در غریبی جان سپردی بی کس و بی غمگسار

خون او، روشنگر راه نجات ما بود

نام نیکویش بود جاوید اندر روزگار

ظلم ، ظالم می رود چون برف از روی جبل

خون مظلومان همی جوشان بود چون چشمه سار

آل احمد هرکجا باشند آنجا دلرباست

دین و قرآن خدا گردیده ز آنها استوار

ای خراسانی طلب کن حاجت خود را از او

او عزیز خالق است و از محمّد یادگار

 

«با اقتباس و تغییر از سرودهء

شیخ عباس غفاری تهرانی»  

 


 

به به!به چنین بارگه و روضه و منبر

به چنین تربت پر نور مطهر  ! به به

نازم به چنین گنبد و این صحن منور

گویی که همین جا گل زهرا شده پرپر

کز بوی همین گل شده این کوه مطهر

این مرقد ارباب وفا ، حامی دین است

با دیده باطن بنگر، خلد برین است

چون صاحب اسرار کرامات مبین است

در محضرش از جن و ملک ، خاک نشین است

آیند چو من خدمت این شاه مکرر

چون بُرده به یک جَذبه زمن طاقت و هوشم

در بندگیش تا به اَبد حلقه به گوشم

غیر از می وصلش به جهان باده ننوشم

این خاک درش را به دو عالم نفورشم

من عاشق و زین در نروم بر در دیگر

این رهبر والا که در این کوه نهان است

خضر ره ما حضرت قاضی به جهان است

چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است

ولله که حبیب است و طبیب ، همگان است

نازم به طبیبی که بود وارث حیدر

ای آنکه پی چاره ، به هر درد و بلایی

تا کی تو به هر شهر به دنبال دوایی ؟

گر مفلس و درمانده و خواهان شفایی

کن ز همین شاه گداییصفامانند

تا اینکه شوی بی غم و بی درد و مظفر

گر راه حریم تو نشیب است و فراز است

انباء زمان را به درت روی نیاز است

اینجا دل محمود و خَم زلف ایاز است

کوتاه کنم حرف ، که این قصّه دراز است

 

«با اقتباس و تغییر از سرودهء

علی اکبر خراسانی ورامینی»

 


 

در دامن البرز که نور افشان است

نوری ز عزیز باقری پنهان است

چشمت چو فتد به گنبد زیبایش

حاجت بطلب که درد  را درمان است

رو با دل پاک در رواق قاضی

کاین مرقد پاک زاهد دوران است

درخواست نما ، ز حضرتش حاجت خود

او مظهر عدل و لطف بی پایان است

حاجت بطلب ، اگر شهی یا که گدا

در دیدهء او شاه و گدا یکسان است

اینجا تو ببین به چشم خود عرش برین

کاو جلوهء نور حضرت سبحان است

هرکس به علی و آل  او پیوند

چون کشتی نوح ایمن از طوفان است

غفـّّار هر آنکه  در دلش مهر علی است

سِیرش  ز صراط اُخروی آسان است

 

«با اقتباس و تغییر از سرودهء

شیخ عباس غفاری تهرانی



[ ادامه مطلب ] | [ موضوع ] : اشعار در وصف حضرت, حضرت قاضی (ع)
ن : Admin - سید مهدی قاضی میر سعید
ت : جمعه, 12 آگوست 2011
 
 
  سایت محبان حضرت امام زاده قاضی میر سعید - علیه السلام - اوقات خوشی را برای شما آرزومند میباشد  
 
محمد بن حسن عسکری (عج) آخرین امام از امامان دوازده گانه شیعیان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنیا آمد و تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شعیان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است که گفته اند از نوادگان قیصر روم بوده است. «مهدی» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقیه الله، صاحب زمان، ولی عصر و امام عصر از لقبهای آن حضرت است.